مجله اینترنتی سرگرمی و محتوا

نوحه شام غریبان [صوت و متن مقتل و اشعار نوحه شام غریبان]

۳۰ مرداد ۱۳۹۸

نوحه شام غریبان که به اولین شب پس از شهادت امام حسین علیه السلام و اصحاب ایشان اختصاص دارد، یکی از جانسوزترین مصیبت های این واقعه است و در شب یازدهم ماه محرم و در مجالس عزاداری خوانده می شود.

در این مطلب در مجله اینترنتی کافه نبات مجموعه ای از مقتل و اشعار نوحه شام غریبان به همراه صوت آنها را گردآوری کرده ایم.

مقتل و نوحه شام غریبان

در شام غریبان امام حسین علیه السلام که بعد از شهادت ایشان است اتفاقات زیادی برای اهل بیت مطهر ابی عبدالله و شهدای کربلا علیهم السلام اتفاق افتاد. در ادامه برخی از مصیبت های نوحه شام غریبان را به همراه متن مقتل و ترجمه و صوت آنها مشاهده خواهید کرد.

مقتل اسب دواندن بر پیکر مطهر شهدا

یکی از اتفاقات شام غریبان، اسب دواندن بر پیکر مطهر شهدای است. سید بن طاووس در الملهوف ١٨٢ درباره این رویداد از نوحه شام غریبان آورده است:

ثُمَّ نادى عُمَرُ بنُ سَعدٍ في أصحابِهِ : مَن يَنتَدِبُ لِلحُسَينِ عليه السلام فَيُوطِئَ الخَيلَ ظَهرَهُ ؟ فَانتَدَبَ مِنهُم عَشَرَةٌ ، وهُم : إسحاقُ بنُ حَوبَةَ الَّذي سَلَبَ الحُسَينَ عليه السلام قَميصَهُ ، وأخنَسُ بنُ مَرثَدٍ ، وحَكيمُ بنُ طُفَيلٍ السَّبيعِيُّ ، وعُمَرُ بنُ صَبيحٍ الصَّيداوِيُّ ، ورَجاءُ بنُ مُنقِذٍ العَبدِيُّ ، وسالِمُ بنُ خَيثَمَةَ الجُعفِيُّ ، وصالِحُ بنُ وَهبٍ الجُعفِيُّ ، وواحِظُ بنُ غانِمٍ ، وهانِئُ بنُ ثُبَيتٍ الحَضرَمِيُّ ، واُسَيدُ بنُ مالِكٍ لَعَنَهُمُ اللّه ُ ، فَداسُوا الحُسَينَ عليه السلام بِحَوافِرِ خَيلِهِم ، حَتّى رَضّوا ظَهرَهُ وصَدرَهُ . قالَ الرّاوي : وجاءَ هؤُلاءِ العَشَرَةُ حَتّى وَقَفوا عَلَى ابنِ زِيادٍ لَعَنَهُ اللّه ُ ، فَقالَ اُسَيدُ بنُ مالِكٍ أحَدُ العَشَرَةِ: نَحنُ رَضَضنَا الصَّدرَ بَعدَ الظَّهرِ بِكُلِّ يَعبوبٍ شَديدِ الأَسرِ فَقالَ ابنُ زِيادٍ لَعَنَهُ اللّه ُ : مَن أنتُم ؟ قالوا : نَحنُ الَّذينَ وَطِئنا بِخُيولِنا ظَهرَ الحُسَينِ حَتّى طَحَنّا حَناجِرَ صَدرِهِ .قالَ : فَأَمَرَ لَهُم بِجائِزَةٍ يَسيرَةٍ . قالَ أبو عُمَرَ الزّاهِدُ: فَنَظَرنا إلى هؤُلاءِ العَشَرَةِ ، فَوَجَدناهُم جَميعا أولادَ زِنىً، وهؤُلاءِ أخَذَهُمُ المُختارُ ، فَشَدَّ أيدِيَهُم وأرجُلَهُم بِسِكَكِ الحَديدِ ، وأوطَأَ الخَيلَ ظُهورَهُم حَتّى هَلَكوا.

ترجمه:
سپس عمر بن سعد ، ميان يارانش ندا داد كه : چه كسى حاضر است بر حسين ، اسب بدواند؟ از يارانش ، اين ده تن حاضر شدند : اسحاق بن حَوبه ـ كه پيراهن امام عليه السلام را به تاراج برده بود ـ ، اخنس بن مرثد ، حَكيم بن طُفَيل سبيعى ، عمر بن صبيح صَيداوى ، رجاء بن مُنقِذ عبدى ، سالم بن خَيثمه جُعفى ، صالح بن وَهْب جُعفى ، واحِظ بن غانِم ، هانى بن ثُبَيت حضرمى و اسيد بن مالك . اينان ـ كه خدا لعنتشان كند ـ با سُم اسب هايشان ، حسين عليه السلام را چنان لگدكوب كردند كه پشت و سينه اش را خرد كردند .اين ده تن ، [پس از پايان كار] آمدند و در برابر ابن زياد ـ كه خدا لعنتش كند ـ ايستادند و از ميان آنان ، اسيد بن مالك گفت :ما بوديم كه پشت و سپس سينه[ى او] را با همه اسب هاى بزرگ و تيزتك ، خرد كرديم .ابن زياد ـ كه خدا لعنتش كند ـ گفت : شما كه هستيد؟ گفتند: ما كسانى بوديم كه بر پشت حسين ، اسب دوانديم تا آن كه سينه و گلوى حسين را آسياب كرديم .ابن زياد ، فرمان داد جايزه اندكى به آنان بدهند .ابو عمر زاهد مى گويد : ما به اين ده تن نگريستيم و همه آنان را زنازاده يافتيم . مختار ، آنان را دستگير كرد و با زنجيرهاى آهنين ، دست و پاهايشان را بست و بر پشتشان اسب دواند تا به هلاكت رسيدند.

نوحه رحلت پیامبر [صوت و متن اشعار روضه و نوحه رحلت پیامبر]
بخوانید:

مقتل غارت خیمه های امام حسین علیه السلام (نوحه شام غریبان)

در مقتل الحسين للخوارزمي: ج ٢ ص ٣٧ و الفتوح ابن اعثم كوفي: ج ٥ ص ١٢٠ درباره این مصیبت آمده است:

أقبَلَ الأَعداءُ حَتّى أحدَقوا بِالخَيمَةِ، ومَعَهُم شِمرُ بنُ ذِي الجَوشَنِ، فَقالَ : اُدخُلوا فَاسلُبوا بِزَّتَهُنَّ .فَدَخَلَ القَومُ َأَخَذوا كُلَّ ما كانَ بِالخَيمَةِ حَتّى أفضَوا إلى قُرطٍ كانَ في اُذُنِ اُمِّ كُلثومٍ ـ اُختِ الحُسَينِ ـ فَأَخَذوهُ وخَرَموا اُذُنَها، حَتّى كانَتِ المَرأَةُ لَتُنازَعُ ثَوبَها عَلى ظَهرِها حَتّى تُغلَبَ عَلَيهِ . وأخَذَ قَيسُ بنُ الأَشعَثِ قَطيفَةً لِلحُسَينِ عليه السلام كانَ يَجلِسُ عَلَيها فَسُمِّيَ لِذلِكَ قَيسَ قَطيفَةٍ وأخَذَ نَعلَيهِ رَجُلٌ مِنَ الأَزدِ يُقالُ لَهُ: الأَسوَدُ، ثُمَّ مالَ النّاسُ عَلَى الوَرسِ وَالخَيلِ وَالإِبِلِ، فَانتَهَبوها.

ترجمه:
مقتل الحسين عليه السلام خوارزمى: دشمنان پيش آمدند تا به گرد خيمه ها حلقه زدند. شمر بن ذى الجوشن نيز با آنها بود. او گفت: به درون خيمه ها برويد و جامه ها و متاعشان را بگيريد.
مردم وارد شدند و هر چه در خيمه ها بود برداشتند تا جايى كه گوشواره امّ كلثوم خواهر حسين عليه السلام را هم گرفتند و گوشش را دريدند. حتّى جامه رويينِ زنان را به زور مى‌كشيدند و مى‌بردند. قيس بن اشعث قطيفه اى را برداشت كه حسين عليه السلام بر روى آن مى‌نشس. او از اين رو «قيسِ قطيفه» ناميده شد. همچنين مردى از قبيله اَزد به نام اسود، كفش هاى ايشان را برداشت و سپس مردم به سوى وسايل زنان و اسبان و شترها رفتند و آنها را به تاراج بردند.

مقتل غارت جامه ها و لوازم امام حسین علیه السلام

در لهوف سید بن طاووس ص ١٧٧ درباره این مصیبت روز عاشورا آمده است:

ثُمَّ أقبَلوا عَلى سَلَبِ الحُسَينِ عليه السلام، فَأَخَذَ قَميصَهُ إسحاقُ بنُ حوبةَ الحَضرَمِيُّ لَعَنَهُ اللّه، فَلَبِسَهُ ، فَصارَ أبرَصَ ، وَامتَعَطَ شَعرُهُ … وَ رُوِيَ أَنَّهُ وُجِدَ فِي قَمِيصِهِ مِائَةٌ وَ بِضْعَ عَشْرَةَ مَا بَيْنَ رَمْيَةٍ وَ طَعْنَةِ سَهْمٍ وَ ضَرْبَةٍ.
وَ قَالَ الصَّادِقُ ع وُجِدَ بِالْحُسَيْنِ ع ثَلَاثٌ وَ ثَلَاثُونَ طَعْنَةً- وَ أَرْبَعٌ وَ ثَلَاثُونَ ضَرْبَة وأخَذَ سَراويلَهُ بَحرُ بنُ كَعبٍ التَّيمِيُّ لَعَنَهُ اللّه، ورُوِيَ أنَّهُ صارَ زَمِنا مُقعَدا مِن رِجلَيهِ . 
وأخَذَ عِمامَتَهُ أخنَسُ بنُ مَرثَدِ بنِ عَلقَمَةَ الحَضرَمِيُّ لَعَنَهُ اللّه، وقيلَ: جابِرُ بنُ يَزيدَ الأَودِيُّ لَعَنَهُ اللّه، فَاعتَمَّ بِها، فَصارَ مَعتوها، وأخَذَ نَعلَيهِ الأَسوَدُ بنُ خالِدٍ 
وأخَذَ خاتَمَهُ بَجدَلُ بنُ سُلَيمٍ الكَلبِيُّ لَعَنَهُ اللّه، فَقَطَعَ إصبَعَهُ عليه السلام مَعَ الخاتَمِ، وهذا أخَذَهُ المُختارُ، فَقَطَعَ يَدَيهِ ورِجلَيهِ ، وتَرَكَهُ يَتَشَحَّطُ في دَمِهِ حَتّى هَلَك. 
وأخَذَ قَطيفَةً لَهُ عليه السلام ـ كانَت مِن خَزٍّ ـ قَيسُ بنُ الأَشعَثِ لَعَنَهُ اللّه ُ
وأخَذَ دِرعَهُ البَتراءَ عُمَرُ بنُ سَعدٍ لَعَنَهُ اللّه، فَلَمّا قُتِلَ عُمَرُ بنُ سَعدٍ، وَهَبَهَا المُختارُ لِأَبي عَمرَةَ قاتِلِهِ . 
وأخَذَ سَيفَهُ جُمَيعُ بنُ الخلقِ الأَودِيُّ، وقيلَ : رَجُلٌ مِن بَني تَميمٍ ، يُقالُ لَهُ : الأَسوَدُ بنُ حَنظَلَةَ لَعَنَهُ اللّه ُ . 
وفي رِوايَةِ ابنِ سَعدٍ : أنَّهُ أخَذَ سَيفَهُ الفلافِسُ النَّهشَلِيُّ ، وزادَ مُحَمَّدُ بنُ زَكَرِيّا : أنَّهُ وَقَعَ بَعدَ ذلِكَ إلى بِنتِ حَبيبِ بنِ بُدَيلٍ ، وهذَا السَّيفُ المَنهوبُ لَيسَ بِذِي الفَقارِ ؛ فَإِنَّ ذلِكَ كانَ مَذخورا ومَصونا مَعَ أمثالِهِ مِن ذَخائِرِ النُّبُوَّةِ وَالإِمامَةِ ، وقَد نَقَلَ الرُّواةُ تَصديقَ ما قُلناهُ وصورَةَ ما حَكَيناهُ .

نوحه حبیب ابن مظاهر [مجموعه اشعار روضه حبیب ابن مظاهر]
بخوانید:

ترجمه:
آن گاه ، به تاراج كردن جامه هاى امام حسين عليه السلام روى آوردند . اسحاق بن حَوبه حضرمى ـ كه خدا لعنتش كند ـ ، پيراهن امام عليه السلام را برد و آن را پوشيد ؛ امّا پيسى گرفت و مويش ريخت . . . روایت شده که در پیراهن حضرت صد و ده و اندی جای تیر و شمشیر و نیزه پیدا شد. امام صادق فرمود: در پیکر حسین علیه السلام جای سی و سه نیزه و سی و چهار زخم شمشیر بود. 
بحر بن كعب تَيمى ـ كه خدا لعنتش كند ـ ، شلوار امام عليه السلام را به غارت برد و نقل شده كه از دو پا ، فلج و زمينگير شد . 
اَخْنَس بن مَرثَد بن علقمه حضرمى ـ كه خدا لعنتش كند ـ ، عمامه امام عليه السلام را برداشت و گفته شده كه جابر بن يزيد اَوْدى ـ كه خدا لعنتش كند ـ ، عمامه را برد و به سرش پيچيد و سبك مغز و كم عقل گرديد . اسود بن خالد هم كفش هاى امام عليه السلام را تاراج كرد و بَجدَل بن سُلَيم كلبى ـ كه خدا لعنتش كند ـ ، انگشتر امام عليه السلام را برداشت . او انگشت ايشان را كه انگشتر داشت ، قطع كرد . [بعدها ]مختار ، او را دستگير كرد و دست و پاهايش را بريد و او را وا نهاد تا در خونش بغلتد و هلاك شود . 
قطيفه خز امام عليه السلام را قيس بن اشعث ـ كه خدا لعنتش كند ـ غارت كرد و زرهِ كوتاه (تن پوشِ) امام عليه السلام را عمر بن سعد ـ كه خدا لعنتش كند ـ برداشت و هنگامى كه عمر بن سعد به قتل رسيد ، مختار ، آن را به قاتل وى ، ابو عمره ، بخشيد . 
جُمَيع بن خلق اَوْدى ، شمشير امام عليه السلام را برد و گفته شده كه مردى از بنى تميم ، به نام اسود بن حنظله ـ كه خدا لعنتش كند ـ ، آن را به تاراج برد در روايت [محمّد] ابن سعد نيز آمده است كه فلافِس نَهشَلى ، شمشير ايشان را برد و محمّد بن زكريّا افزوده است كه پس از آن ، شمشير به دست دختر حبيب بن بُدَيل افتاد . 
اين شمشيرِ به تاراج رفته ، غير از شمشير ذو الفقار است كه با ديگر چيزهاى مشابهش ، جزو گنجينه نبوّت و امامت ، مصون و محفوظ ، نگاهدارى مى شود . راويان نيز در تصديق همين نقل ، مطالبى مشابه آن ، گزارش كرده اند.

نوحه طفلان مسلم ابن عقیل [مجموعه اشعار روضه شهادت طفلان مسلم]
بخوانید:

اشعار نوحه شام غریبان

نوحه شام غریبان
نوحه شام غریبان

نوحه شام غریبان:

مونده برای ما چشم تری فقط
از خیمه های ما، خاکستری فقط
نمونده اکبری، نمونده اصغری
تو خاک و خون تنی ، بالای نی سری
ای خدا
چرا دارن اسبا رو ، نعل تازه می زنن
عرش خداست سینه ای که میخوان پامال کنن
یا رب خودت صبرم بده
پامالِ این اسبا شده
سینه ای که پیغمبرت بوسه زده
(شام غریبان امشبه، تازه شروع کربلای زینبه)

با سیلی گونه ها ، سرخ و سیاه شده
پاهای بچه ها ، با خون خدا شده
یکی نشسته و نمیتونه پا شه
یکی رو نیزه ها ، دنبال باباشه
قافله
قدم قدم پا به پا ، همسفر نیزه هاست
همش زمین میخوره ، عمه حواسش کجاست
زینب میگه با سوز و آه
کشتن حسین و بی گناه
انگار دلش مونده هنوز تو قتلگاه
(شام غریبان امشبه، تازه شروع کربلای زینبه)

شاعر: محمدمهدی سیار و میلاد عرفان پور

روضه شام غریبان

نوحه شام غریبان:

جهان به روضه مهیاست شام عاشوراست
چقدر خون به دل ماست شام عاشوراست
به زخم های شما اسب ها دوانیدند
نه مرهم و نه مداواست شام عاشوراست
کجاست نی که حکایت کند جدایی را؟
سر تو بر سر نی هاست شام عاشوراست
به جاست، علقمه گرتا ابد ببارد خون
فرات تشنه ی سقاست شام عاشوراست
خیام دشمن تو پر شد از غنیمت ها
سر خیام تو دعواست شام عاشوراست
چگونه یاری طفلان کند غل و زنجیر
به پای زینب کبراست شام عاشوراست
چه حکمت ست عذاب خدا نمی آید
دگر چه جای مداراست شام عاشوراست
چه ها شده ست خدایا که جن و انس و ملک
پی تسلی زهراست شام عاشوراست

شاعر: میلاد عرفان پور

روضه شام

نوحه شام غریبان:

با صدای روضه خوان رفتم به جایی سوخته
روضه خوان می خواند اما با صدایی سوخته
بازهم شرمنده، در دستم ندارم بیشتر
واژه هایی آتشین، زلف رهایی سوخته
حرف سنگین است، سنگین، روضه خوان سربسته گفت:
کاش کوچکتر نبود از تیر نایی سوخته…
گفت: می بینم یکی افتاده عریان، بعد گفت:
کودکانی مانده اند و خیمه هایی سوخته…
کودکان در انتظار ذوالجناح، از دورها
ذوالجناح آمده ولی با یال هایی سوخته…
کاش میشد کور بودیم و نمی¬دیدم که:
دختری با گیسوان و دست و پایی سوخته…
آخر کار است و باید ذکر یا زهرا گرفت
عطر زهرا می وزد از کربلایی سوخته…

شاعر: جواد شیخ الاسلامی

برای دسترسی به پایگاه جامع اشعار، روضه ها و مداحی های ماه محرم کلیک کنید: نوحه محرم!

اگر این مطلب مفید است، آنرا به اشتراک بگذارید!
×

دسترسی سریع